تبليغاتX
*.*.*HeLLGuYS *.*.*
RAP-Everything That U Need
سلام . خوبین ؟ بچه ها من خودم حال و روز خوبی ندارم ،شما هم اذیت می کنین . سعید جان عزیز حالا ما ۱ شِکری خوردیم  دیگه ما رو ....... ( به قول خودت سانسور شده ) . خوب به هر حال .

یکی منو بد جوری گذاشته سر کار ، یعنی فکر می کردم که منو می خواد و من به خاطرش از همه چیز گذشتم ولی امروز یکی از دوستای صمیمیم بهم ۱ چیزی گفت . می دونم که بعضی وقتا به اینجا هم سر می زنه و احتمالا این رو هم می خونه ولی .... اصلا بی خیال .

چنتا عکس گذاشتم ، جان شما من مطلب کم اوردم ، این حامد عزیز هم که گذاشته رفته ، چند روز ۱ بار تو یاهو واسم آف می ذاره می گه اینقدر چرت تو وبلاگ ننویس . آخه یکی نیست بهش بگه لندهور خوب تو می خوای هر روز آپ کنم . مطلب از کجا بیارم . عکس ها خیلی توپ نیستن ولی بد هم نیست ۱ بار نگاه کنین . یکی از عکس ها رو هم از وبلاگ دوستم گرفتم . اسم بلاگشو نوشته رو عکسه. خوب تا بعد.

خودتون برداشت کنین ...

 

مار از تو دهنش رفته تو از دماغش اومده بیرون ...

اینم اون عکسی که گفتم . ببینین دبی چه جوری رشد کرده ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 14  توسط A.R.T  | 

سلام...خوبید!من دیگه با اجازتون!ما واسه یه هفتهای اپ نمی کنیم...باید با این علیرضا بسازید!می دونم دلتون خیلی واسه اپام تنگ میشه!!!ولی خوب ۱ هفته که بیشتر نیست!زود میام!فعلآ خداحافظ!
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 0  توسط Babbat  | 

سلام . امروز ۱ داستان کوتاه واستون می ذارم که یکی از دوستای عزیزم به نام فربد اونو  نوشته .

تو ۱ شب تاریک ، وقتی داشته بارون میومده ، پسرکی سر چهارراهی ایستاده بود .

ماشینی بسیار مدل بالا پشت چراغ قرمز بود . 

پسرک به نزدیکی ماشین اومد و به شیشه ی آن زد . راننده شیشه رو پایین اُورد و گفت : چی می خوای .

پسرک پرسید :- می تونم از شما ۱ سوال کنم؟

- بپرس .

- شما میدونین خدا چیه ؟

مرد از تو جیبش ۱ اسکناس هزاری در اُورد و جلوی بچه انداخت .

بچه فوراً گفت :- آقا من گدا نیستم . شما می دونین خدا چیه ؟

- خدا همینه .

-اما ....

تا پسرک اومد حرف بزنه چراغ سبز شد و ماشین رفت و پسرک رو زیر بارون توی تاریکی با ۱ سوال تو ذهنش تنها گذاشت.

فردا صبح اون پسرک مرده بود و برای کفن و دفنش تنها پولی که وجود داشت ۱ اسکناس هزاری بود ...

راستی شما اگر نظر هم ندین من از رو نمی رم . تعداد پستای هر صفحه رو هم خیلی کم کردم ( ۵تا ) که سریعتر بالا بیارش .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 12  توسط A.R.T  | 

سلام. ویدیوی Count Down مال Dj Aligator رو خیلی ها دیدن . ولی چند نفری گفتن حجمش بالاس . من واستون تبدیلش کردم به MP3 و حجمشو خیلی کم کردم ، در واقع باید بگم MP3 Count Down رو واستون گذاشتم . شاید ۳ دقیقه طول بکشه دانلود کردنش . اگه ویدیوشو خواستین بگین می ذارم واستون .

Dj Aligator - Countdown  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 14  توسط A.R.T  | 

از اونجایی که من مخاطبان وبلاگمو تقریباً می شناسم گفتم شاید بد نباشه اینو واستون بزارم .

 انجمن تنبلان:
 
تنبلهاي عزيز توجه فرمايند دستورالعملهاي جديد رسيد

سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بتوانید بخوابيد

در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن
نشته و استراحت كنيد

ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن وخوابيدن به نشستن اولويت دارد

جايي كه ميتوانيد بنشينيد چرا مي ايستيد؟

كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا

اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد

از همه دير تر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن
سفره به شما تحميل نشود

براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد

در ميهماني ها حتما با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست
آورديد

به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم
.

امیدوارم خوشتون اومده باشه .

راستی ۱ وبلاگی هست که خیلی کارش درسته ، شنیدم هر کی توش نظر بده به آرزوهاش میرسه. اگه نرین از دست دادینش : WwW.INvAr.BLoGfA.com

تا آپ بعدی بای.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 9  توسط A.R.T  | 

خبر خوش دارم واستون . ببخشید یادم رفت سلام کنم . اینقدر هول بودم از این خبر . می خواین بگم ؟ باشه می گم . امروز فقط ۱ بار آپ می کنم . خوشحال شدین ؟

 راستی در مورد نظر اهورا بگم که ، آره راست می گی . این حامد اینجا رو به وبلاگی خصوصی برای دوست دخترش تبدیل کرده ( البته اگه داشته باشه ) . اصلا قصد ما اون روزی که تصمیم به وبلاگ نویسی کردیم چیزی دیگه ای بود . به هر حال بهش تذکر می دم . ولی می دونم که اونم قصدی نداشته فقط خواسته اگه کسی ( مثلا اهورا ) خواست واسه دوست دخترش چیزی بفرسته ۱ کمکی کرده باشه .

یکی دیگه از دوستان هم گفت بیشتر بنویسیم تا اینکه چیز واسه داونلود بذاریم . این رو هم مد نظر قرار می دیم و چیزایی که خیلی توپ باشن واسه داونلود می ذاریم . پس امروز چیزی واسه داونلود        نمی ذارم فقط ۱ متن در مورد اندیشه ی عقابی می نوسیم ( مال خودم نیست ) . راستی قبل از خداحافظی بگم که قالب وبلاگو عوض کردم ولی باهاش حال نمی کنم . اگه شما هم مثل خودم ازش خوشتون نمی یاد بگین عوضش کنم .   فعلا بای .

آسمان زير پاهاي شما خواهد بود اگر انديشه‌ي عقابي در سر داشته باشيد.
عقاب، به ندرت از آسمان فرود مي‌آيد، او همواره از سطح خاك بالاتر زندگي مي‌كند، ابر را زير پاي خود دارد و در نفس باد سحر دم مي‌زند.
عقاب، اوج سپهر را است و زيبايي مهر. پس پريدن آنهم عقابي پريدن، عقابي انديشيدن و عقاب بودن، كاميابيست در زندگي زيرا اين روح عقابي‌ست كه مي‌تواند زندگي را به دست بگيرد و بر آن اشراف داشته باشد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 19  توسط A.R.T  | 

سلام...خوبید..؟من که ...(بی خیال)راستی من یه عذرخواهی به همه ی

دختر ها بدهکارم...مثله اینکه یه سری ها از عکس ها ناراحت شدن

!به هر حال ما طنز گفتیم!

یه موضوع دیگه ایم که بود...اینه که والا..من خودم هنوز نفهمیدم..

.یه سری میرن نظر میدن وبلاگت خوبه...فلانه..از یه طرف تو رای ها یه چیزه دیگه..

...بعدشم یه سری از دوستان فکر می کنن که ما می خوایم نظرامونو زیاد کنیم...

من خودمم نمی دونم مثلآ یکی میاد هر جا یه نظر میده اونم چرت و پرت..

.ما که میگینم نظر بدید می خوایم بدونیم چی کار کنیم؟همین!


چون دارم عشقمو ۱ هفته تنها می زارم یه سری عکس براش

 می خوام بزارم...    

 

میشه تو اسمون ببینم... !                                                                                                                                        

Image hosting by TinyPic 

چه ملیحه...!

  Image hosting by TinyPic

می تونی تو دریا هم نگام کنی که دارم در تو  غرق میشم..!

Image hosting by TinyPic

مثل ۲ تا نقطه...بین بقیه!

 Image hosting by TinyPic

 

ولی حالا خودمونیم...خیلی تریپ ملیحی ورداشتما...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 15  توسط Babbat  | 

همون اولا خیلی ها اعتراض کردن که... حجم اهنگ ها زیاده نمی دونم..ما هی دی سی می شیمو..(مخصوصآ ۳۰ دقیقه یه بار)...حالا تو فکرشیم..یه کارایی کردیم...فعلآ به نسبت قبلآ حجمشون  کمتر شده...!!!یعنی از این به بعد می شه !قربونتون...(نکه دارم میرم   سعی می کنم کمتر بهتون سر بزنم)...فعلآ  خداحافظ!!(اصلآ هم حالم خوب نیست!)
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 14  توسط Babbat  | 

کار نشد نداره . Babbat گفت اگه تونستم آهنگ رو می ذارم . حالا من گذاشتمش. 

 Gomshode - Marjan _ 24 

Gomshode - Marjan _128

این رو هم واسه اون که دوسش دارم ....

               من و دریا
از خودم بي خبرم از تو بخواهي بلدم
بی تو دريا به همين صخره ، به اين موج ، قسم

 
در کمين صد دل نا پاک نشستست عزيز
تا نفهمند بيا باز جلو چند قدم

 
خوب پا مینهم اکنون به حریمت دریا
تا تو پاشويه کني اين تن سرشار تبم

 
اشک در دامن دريا چه صفايي دارد
همه شهر به ما زل زده ، ما نيز به هم

 
سادگي نقطه عطفي است ميان من وتو
که مرا نيز گره زد به نگاهت محکم

 
ذره اي از دل خود را به من ساده بده
اي دريا بخدا از تو نخواهد شد کم

 
من به موسیقی امواج تو عادت دارم
با سکوتت همه خلوت من ریخت به هم

 
: چند روزي که نبودي چه کشيدم بي تو
ساحلت کاغذ من بود و هر انگشت قلم

 
اسمان هم که دلش سوخت از اين بي مهري
اشک مي ريخت به پيشاني دريا نم نم

 
بس که با صخره و با موج نشستي دريا
خصلت سنگ گرفته است وجودت کم کم

 
من همانم که قرار است بميرم اينجا
بی تو دريا به همين صخره ، به اين موج ، قسم
 


۱ عکس هم میذارم. خیلی شلوغش نمی کنم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 0  توسط A.R.T  | 

اونی که می خواستی، تو غبارا گم شد....مرغی شد و ،پشت حصارا گم شد...اسم تو رو، رو بال مرغ ها نوشت ... رو کنده ی سبز،  درخت ها نوشت........یه روز که بارون میومد، بهش گفت........یه روز دیگه، رو موج دریا نوشت...دریا ،با موجاش، اونو از خودش روند.....مرغ هوا، گم شد و، اونو گریوند!........اونی که می خواستی، تو غبارا گم شد....مرغی شد و ،پشت حصارا گم شد...... باد اومد و ،تو جنگل ها قدم زد.....اسم تو رو، از همه جا قلم زد...ببین، جدایی چه به روزش اورد؟ ....چه سرنوستی که براش ،رقم زد؟ !!!!!!!(خودتون  بفهمید واسه چی گذاشتم!)


اگه تونستم حتمآ اهنگشو می زارم رو وب! عاشقشم ...اومید وارم شما هم خوشتون بیاد!(گم شده ی مرجان)
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 20  توسط Babbat  | 

من بهار را به خاطر شکوفه هایش ..... 
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم ..... 
من دنیا را به خاطر خدایش.....
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم .....
چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم ....
چگونه بگویم دوستت دارم ....
تا باور کنی همیشه در قلب منی  ....
من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم ....
اولی خداست و دومی تویی ....
بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره ....
با این وجود از ته دل میگویم! ( البته اینو ۱ جایی خوندم )
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 18  توسط A.R.T  | 

 گفتم این عکس ها رو بزارم یه کم بخندید !  بد کاری کردم؟؟ خووب فحش ندید چرا اپ می کنی دیگه!!!؟

 

والا چی بگم؟؟ از یه طرفی خجالت داره!از یه طرفیم خوب میگیم علم پیشرفت کرده...اون جمله ایم  که میگن مامان ، با با ۲ تا یچه کافیه هم رعایت شده! 

Image hosting by TinyPic

قابله توجه  دختر خانوم ها!!! وا لا بلا خجالت داره!!  نکنید از این کارا!بده ! اخه من چی بگم؟ خودتون قضاوت کنید!

Image hosting by TinyPic

 خیلی بد نگفته! مخصوصآ قسمت تبصرش ...حالا ایشالاه مغزه مردارو هم میزارم!!

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15  توسط Babbat  | 

سلام. منو ببخشید که آپ نمی کنم . اصلاً من همون روز اول هم گفتم دو روز یک بار آپ می کنیم . ولی Babbat می گه روزی یکی دو بار آپ کنیم . به هر حال ... راستی در مورد مسافرت حامد زیاد خوشحال نشین  چون من تو اون مدت می خوام جاشو پر کنم . اما کار حامد خیلی بهتره عمراً نمی تونم جاشو پر کنم .

امروز آهنگ جدید نداشتم بذارم . چنتا عکس گذاشتم . اون موقع که آهنگ میذاشتم  نظر نمی دادین ، چه برسه به حالا ولی بازم می گم  : نظر یادتون نره

اینم ۱ قلب قشنگ واسه اونی که دوسش دارم ...

طرف احساس چندش بهش دست داده ...بیچاره...

ای شیطون ....دختر دیگه !!! خجالتم نمی کشه!!!چه با کنجکاویم نگاه می کنه!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 14  توسط A.R.T  | 

سلام ...خوبید؟خیلی وقته اصلآ پست نداده بودم!ولی بگم که  من یکی  دیگه خسته شدم از این وضع ...شما ها هم که نمی گید چی می خواین...؟منم خودم موندم که دیگه چی کار کنم!!!والا گو گیجه گرفتم!!شبا خواب ندارم دیگه از دسته شما ها!دیگه چی کار کنم؟؟؟خسته شدید از بس اپ کردم...ملت فحش میدن که بسته دیگه!!

این علیرضا هم که ۸ سال یه بار اپ میکنه!!حالا شاید اخر هفته رفتم... از دستم راحت شید واسه یه مدتی!قدر که نمی دونید!(۱ هفته  ، ۱۰ روز بیشتر نیست!!خیلی دلتونو صابون نزنید!)

بعد از ۱۰ روز میام ۲ باره اعصابتونو خرد می کنم!!

(اقا اگه اشتب مشتب زیاد بود به دل نگیرید! حالا  بهتر می شه ایشاالله....)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 14  توسط Babbat  | 

اقا ۲ باره اومدیم و ۲ باره اپ کردیم!خیلی ها دنبال اهنگ های  سیجل و جی جی هستن..!(کارشون خوبه....شنیدم تو  فرنسه دانشجو هستن! به هر حال کارشونو من دوست دارم!)

اهنگاشونم کمه ...بیشتر همه اونایی رو که با زد بازی خوندنو شنیدن!

بازم نظر ندید! ولی حال کنید باهاشون!!!!

babadkessi

kalaghe sia

man chetam

piste

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1  توسط Babbat  | 

اینم توضیحات درباره ی free style هس که اقا بابک زحمتشو کشید

با سلام خدمت همه. وقتی خبر اولین مسابقه ی FreeStyle پخش شد خیلی ها شلوغش کردن و گفتن خالی بندی. می خوام جریان این مسابقه رو براتون بیشتر مفهوم کنم.

همون طور که اطلاع دارید توی چند تا Meeting گذشته بچه ها تک و توک با هم FreeStyle می کردند و همه علاقه ی زیادی نشون دادن. تا جایی که توی آخرین Meeting که 1 مرداد انجام شد تقریبا تمام وقت Meeting صرف FreeStyle کردن شد.

از طرفی دیگه هم 15 مرداد میتینگ علی کینگ هستش.

ما فقط خواستیم کاری بکنیم که تو روز میتینگ بچه ها به جای اینکه بدون برنامه با هم FreeStyle کنن یه نظمی داشته باشن.

یعنی به جای اینکه همینجوری برن وایسن جولوی هم و FreeStyle کنن , طبق یه نظم و برنامه ای با هم FreeStyle کنن.

همین !

پس ببینین . چیز بزرگی نیست که بخواین بگین نمی شه و خالی بندی هستش.

شرایط اسم نویسی هم که مشخصه. برای Id داده شده جهت اسم نویسی Off بذارید. اسم خودتون رو بنویسید و بگید می خواین تو مسابقه شرکت کنین .

برای اسم نویسی هم تا 13 مرداد وقت دارید.

یادتون نره مسابقه 15  مرداد در اسکان!

نوشته شده از  www.wilson-zedbazi-.blogfa.com                                                                                                            

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1  توسط Babbat  |